انتقاد روزنامۀ ایران به بازداشت دکتر غروی

روزنامۀ ایرانِ سه شنبه 21/8/92 در آخرین صفحۀ خود، ستون سمت چپ را به مطلبی اختصاص داده که انتظار آن نمی‌رفت. آیا می‌توان امید داشت که در این سرای، کسی فراتر از مخالف و موافق بودن خود با دیگری، از ظلمی سخن گوید، لب به اعتراض ستمی گشاید، که بر مخالفش رفته است. از آبروی اسلامی بهراسد که پشت جمهوری نشانده‌ایم، از انقلابی که برایش مبارزه کرده‌ایم و هزینه داده‌ایم. علی شکوهی هر چند کوتاه و هر چند در آخرین صفحه، اما در یک روزنامۀ دولتی به بازداشت دکتر غروی انتقاد می‌کند و می‌نویسد:
شنیده شد که غروی نویسنده مقاله ای که منجر به تعطیلی روزنامه «بهار» شده، پس از احضار به دادسرای اصفهان، بازداشت شده است. نویسنده مقاله مذکور درباره امامت نظر خود را بیان کرد و ما می توانیم با آن مخالف باشیم که البته بنده نیز با نظر ایشان مخالفم. در عین حال تا زمانی که ایشان به طرح نظرات خود می پردازد، ما نباید به سراغ برخوردهای قضایی برویم و با زندانی کردن ایشان، ابعادی متفاوت به مسائل فکری بدهیم. ممکن است انتشار آن نوشته را مطابق قانون مطبوعات خلاف بدانید که بر همین اساس، برخوردی حداکثری با روزنامه بهار صورت گرفت و آن را تعطیل کردند- که این برخورد هم قابل توجیه نیست- و بنابراین چه نیازی است که نویسنده را هم به جرم نوشتن آن مطلب، به دادگاه بکشانیم و با دستگیری وی،  تصویری ناشکیبا از جمهوری اسلامی به نمایش بگذاریم؟ این اقدام نه تنها گستره تأثیرگذاری آن نوشته را کم نمی کند، بلکه موجب می شود افراد بیشتری به سراغ آن بروند و به دلیل مظلوم تلقی کردن نویسنده آن، جانبداری ناخواسته از آن نوشته هم گسترش پیدا کند. خدا رحمت کند شهید مطهری را که به خاطر اعتماد به داشته های معرفتی خود، آزاده بود و تحمل اندیشه مخالف را داشت و از آزادی اندیشه دیگران هراسی به خود راه نمی داد. به فراز زیر از فرمایشات ایشان توجه کنید: «هرکس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد… اگر در جامعه ما، محیط آزاد برخورد آرا و عقاید به وجود بیاید به طوری که صاحبان افکار مختلف بتوانند حرف هایشان را مطرح کنند و ما هم در مقابل، آرا و نظریات خودمان را مطرح کنیم تنها در چنین زمینه سالمی خواهد بود که اسلام هرچه بیشتر رشد می کند. اینجا بی مناسبت نیست که خاطره ای برایتان تعریف کنم. چند سال پیش در دانشکده الهیات یکی از استادها ماتریالیست بود؛ به طور مرتب سر کلاس ها تبلیغات ماتریالیستی و ضداسلامی می کرد. دانشجویان به این عمل اعتراض کردند و کم کم نوعی تشنج در دانشکده ایجاد شد. من نامه ای به طور رسمی به دانشکده نوشتم و توضیح دادم که به عقیده من لازم است در همین جا که دانشکده الهیات است، یک کرسی ماتریالیسم دیالکتیک تأسیس شود واستادی هم که وارد به این مسائل باشد و به ماتریالیسم دیالکتیک معتقد باشد، تدریس این درس را عهده دار شود. این طریق صحیح برخورد با مسأله است
و من با آن موافقم… بعد من به همان شخص چند بار پیشنهاد کردم که… در یک مجمع عمومی چند هزار نفری ما دو نفر حرف هایمان را مطرح کنیم و به اصطلاح نوعی مناظره داشته باشیم. حتی به او گفتم با این که من حاضر نیستم به هیچ قیمتی در رادیو و تلویزیون ظاهر شوم ولی برای این کار حاضرم در رادیو یا تلویزیون با شما مناظره کنم. به اعتقاد من، تنها طریق درست برخورد با افکار مخالف همین است والا اگر جلوی فکر را بخواهیم بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده ایم» (کتاب پیرامون جمهوری اسلامی، چاپ یازدهم، پاییز ۱۳۷۴ص۶۴ و ۶۵). باید یک بار برای همیشه باور کنیم که آنچه یک اندیشه را از کرسی حقانیت به زیر می کشد، اندیشه ای برتر و غنی تر است نه برخوردهای امنیتی یا قضایی.
لینک آخرین صفحۀ روزنامۀ ایران
http://www.iran-newspaper.com/1392/8/21/Iran/5509/Page/24/Index.htm